پایگاه مجازی استاد مرحوم محمد صدیق منشاوی

زندگی نامه،مجموعه عکس، فیلم و تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی(ره)

چند کلمه ای با قاریان قرآن...
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: دلنوشته ها

سلام بر همه دوستان عزیزی که از این وبلاگ بازدید می کنند.مطلبی است که چندی است بر دلم سنگینی می کند و بهتر از اینجا فضایی پیدا نکردم که بنویسم.شاید خیلی از دوستانی که در زمینی فن شریف تلاوت قرآن فعالیت دارند،با حضور در جلسات مختلف و محافل مختلف و مسابقات گوناگون،با فضای این محافل آشنا باشند.متاسفانه،علیرغم این همه داعیه فرهنگ قرآنی و شعار، ما هنوز کاری برای ترویج فرهنگ قرآنی انجام نداده ایم.آیا این درست نیست که برای ترویج فرهنگ قرآنی و رواج تعالیم قرآن در جامعه این کار باید از خود قرآنیان آغاز شود؟پس چرا هیچ خبری نیست؟در مجالس و محافل قرآنی چه خبر است؟واقعا طرز نگرش جدید قرآنیان چگونه است؟

بعضی مطالب را نباید گفت اما متاسفانه دیگر همه به ستوه آمده اند از قاریان و غیر قاریان.خوب است کمی در بعضی جلسات و محافل سیر کنیم ببینیم چه خبر است!متاسفانه،قرآن(نعوذبالله) کم کم دارد برای بعضی فقط ابزار پیاده کردن آهنگ و لحن و صوت زیبا میشود.مفاهیم و معارف قرآن در بسیاری از جلسات کمرنگ شده.اخلاق و منشی که قران از آن می گوید و پیامبر (ص) که خود قرآن ناطق بودند را بر خلق عظیم می داند،کجاست؟آری هستند افراد بسیاری این گونهفبا اخلاق و منش و رفتار قرآنی که حقا قاریان قرآن اینان اند ولی متاسفانه فضای جدید در حال گسترش اشت و این موضوعی  است که دل انسان را به درد می آورد...بار ها دیده ام که قاری به استاد خودش که از جلسه او بلند شده و به حدی از قرائت رسیده می خندد و حتی کلام او را مسخره می کند و حتی در برابر استاد اجتهاد می کند!چندی پیش در شهر رشت کلیپ هایی پخش شده بود از یکی از اساتید مشهور و قدیمی  شهر که در جلسه شان اشتباهی کرده بودند و این تا مدت ها مایه خنده بسیاری بود و بنده اخیرا در کمال ناباوری شنیدم که این کلیپ ها به سراسر کشور هم ارسال شده است!مولایمان علی فرمود هر کس به من حرفی بیاموزد مرا بنده خویش کرده است،آیا این است رسم شاگرد و استادی؟

در جلسه دیگری فقط  حرف از شور و کرد و ماهور و عشیران و یک سری اسم  نغمات آهنگ هاست که من نمیدانم کجای قرآن یا احادیث گفته اند شما بیا کرد بیات بخوان خداوند اجر می دهد.فلانی به فلانی می گوید دیشب خیلی حال کردم می گوید چطور می گوید دیشب یک آهنگ از محمد اصفهانی وارد قرائتم کردم!

فضای مسابقات را که  دیگر نگو.وقتی شخصی بخاطر اینکه مقام نیاورده کل داوران و مسابقات را به فحش می گیرد و وقتی شخص دیگری حتی به درگیری فیزیکی می پردازد دیگر باید فاتحه مسابقات را خواند!

چندی پیش در ماه مبارک استاد محمود شحات در رشت برنامه داشتند.انصاف قرائت خوبی داشتند گرچه در آمادگی کامل نبودند و تا حدود زیادی منطبق با سبک پدر مرحوم خواندند و فضای تلاوت سوره انعام استاد شحات بزرگ برای بنده تداعی شد اما برخی مستمعین(بخوانید تماشاگر نماها!) با رفتار بسیار زننده ای که داشتند واقعا فضای معنوی محفل را مخدوش کردند.در واقع به قول عزیزی بیشتر محفل انس با الحان بود تا محفل انس با قرآن!

دوستان بنده حقیر سراپاتقصیر که این حرف را میزنم خود را از هیچ چیز مبرا نمیدانم و بنده بسیار بیشتر از این حرفها در مقابل خداوند متعال تقصیرکار و رو سیاهم اما این وظیفه را بر خود میدانم که این درد ها را برای عبرت خودم بیان کنم.ولی من سوالی دارم،آیا واقعا منی که این همه قرآن خوانده ام،وقتی به درون خودم رجوع می کنم،می بینم که غیبت می کنم،به استاد بی احترامی می کنم،به کسی که در سطح پایین تری از من قرار دارد می خندم و او را تحقیر می کنم و ذره ای به این فکر نمیکنم که این همه این قران را خواندم،خب خوب است،ولی آخرش که چه؟،به نظرش شما قرآن واقعا در من تاثیری داشته؟

فراموش نکنیم که معصوم فرموده اند:رب تال القرآن و القرآن یلعنه(چه بسیار قاری قرآن که قرآن او را لعنت می کند)

به قول حاج امین پویااز قاریان جوان و خوب کشور:

مگر به غیر از این است که برگی بدون اذن خدا از درخت نمی افتد؟

مگر به غیر از این است که خدا بر همه امور ناظر و آگاه است؟

مگر به غیر از این است که ( لاموثر فی الوجود الا الله)؟

پس چرا همه را موثر می دانیم جز خدا؟ پس این همه بی اخلاقی چرا؟

برای چه قرآن می خوانیم؟ که تهمت بزنیم یا تهمت نزنیم؟

برای چه قرآن می خوانیم ؟که حسد بورزیم یا نورزیم؟

برای چه قرآن می خوانیم ؟ که غیبت کنیم یا نکنیم؟

که احترام بگذاریم یا نگذاریم؟ که حرمت شکنی کنیم یا نکنیم؟

برای چه قرآن می خوانیم در حالی که حرفهایمان بوی خدا نمی دهد؟

برای چه قرآن بخوانیم در حالی که عمل مان شیطانی است؟

این قرآن خواندن که دل خودمان را نمی لرزاند و ما را به یاد خدا نمی اندازد و تاثیری در

اعمال و رفتارو اخلاقمان ندارد به چه دردی می خورد؟ 

این ها درد های جامعه قرآنی فعلی ما هستند. این دردها با هیچ مسکّنی آرام نمی شود. 

اینجاست که آدم یاد این بیت زیبا  از مرحوم آقاسی می افتد که:

گر چه قرآن را مرتب خوانده ایم                از قلم نقش مرکب خوانده ایم 

به خودمان بیاییم . فکر کنیم. سرمان را مانند کبک در برف نکنیم.

 خدا دست کسی را رها نمی کند. این ماییم که دستمان را از

دست خدا بیرون می کشیم.

همه می دوند و شتابان

می روند! به کجا؟ ودر این بین... قرآن با تعجب ایستاده و در حالی که انگشت تاسف به

دندان گرفته فقط و فقط نظاره می کند و به مهجوریت خودش می گرید.

 از این درد گریه می کند که ای قاریان ! چرا من که اصل هستم را رها کرده اید به فرع

چسبیده اید؟ می گوید: پس از من چه آموخته اید؟ آیا به غیر از این است که خداوند

رسولش را برای اعتلای اخلاق مبعوث کرده و من که کتاب او هستم را برای هدایت

مردم آورده؟ اما بعضی از شما قاریان شهوت خوانندگی دارید و من را بهانه کرده اید!!!

اخلاق کجاست!؟ معرفت کجاست؟ محبت گم شده است! حرمتها دیگر ارزش نیست.

ارزش فقط خوب خواندن شده. بیایید نگاه کنید چه جنگ بی صدایی برپاست!!!!!!

بیایید قاریان دوره آخرالزمان را ببینید. بیایید ببینید آتش حسادت چقدر شعله ور است.

بیایید ببینید یک قاری قرآن از سر کینه و حسادت چگونه بقیه قاریان را تخریب می کند!!

بیایید در تلاوتها دنبال خشیت و تقوا بگردید. بیایید اخلاق را جستجو کنید.

پروردگارا ما بر خودمان ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی قطعا از زیانکاران خواهیم بود.

از همه دوستان عذر می خواهم. به بزرگی خود ببخشید.

 


 
 
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تلاوت های مجلسی ،تلاوت های استودیویی ،تلاوت های درخواستی