پایگاه مجازی استاد مرحوم محمد صدیق منشاوی

زندگی نامه،مجموعه عکس، فیلم و تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی(ره)

لطفا این نامه را منتشر کنید
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: مقالات

بسم الله الرحمن الرحیم
دادخواهی قرآن/دادخواست نبوی
امسال نیز هفته امر به معروف و نهی از منکر همزمان با محرم حسینی و در ایام جانسوز شهادت مظلومانه سالار و سرور شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) آمد و سپری شد! همراه با چند همایش، سخنرانی، مقداری تبلیغات خیابانی و رسانه‌ای و تعدادی هم شعار! و همه اینها درحالی بود که ما در زیارتنامه‌های خود خطاب به قهرمان نهضت عاشورا گواهی می‌دادیم: اشهدا انک قد اقمت الصلوه و ایتیت الزکوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر! اما باید منصفانه بررسی کرد آیا در گفتار و عمل، واقعاً اینگونه بودیم: کدام امر بمعروف و نهی از منکر؟! آیا همان امر به معروف و نهی از منکری که در لسان آیات و اخبار و روایات تحت عناوینی چون وظیفه همگانی، کارسازترین تعامل اجتماعی، عامل جلوگیری از ایراد خسارت به جامعه، قرنطینه روحی در برابر مفاسد و گناهان و حتی بالاتر و برتر از جهاد در راه خدا توصیف شده و با استناد به آیات قرآن و اصول قانون اساسی از جمله وظائف حکومت و دولت اسلامی نیز بشمار می‌رود؟ آیا همان امر بمعروف و نهی از منکری که تعطیل و ترک آن عواقب دردناکی بدنبال دارد؟ چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: (باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، در غیر اینصورت همانگونه که من پوست این چوبدستی خود را کنده ام، خداوند نیز پوست شما را می‌کند!! / میزان الحکمه، حدیث 12732) انشاءالله که همه ما براساس دستور الهی و وظائف خود در این زمینه عمل نموده و آنرا منحصر در هفته امر به معروف و نهی از منکر ندانیم، زیرا منکر هر روز به شکل و شمایلی تازه و جدید ممکن است در جامعه پدیدار شود و امر بمعروف و نهی از منکر نیز وظیفه‌ای مستمر و تعطیل ناپذیر است.
از سوی دیگر اگرچه برخی از مواقع فضاسازی‌ها بنحوی است که هرگونه امر به معروف و نهی از منکر یا تذکر دلسوزانه یا نقد منصفانه‌ای را با مسائل سیاسی گره زده و آدمی را متهم یا حداقل مرتبط با جریانات سیاسی گوناگون می‌کنند اما خداوند بزرگ که از نیت درونی بندگان خویش آگاه است بهتر از همگان می‌داند که همواره اینگونه نیست و در جامعه ما هستند کسانی که با عشق و ایمان به اسلام و قرآن و مکتب و انقلاب و کشور و ملت و رهبر و خشم و غضب نسبت به استکبار و بیگانگان و دشمنان و مزدوران و وابستگان به آنان، از هر رنگ و جناح و حزب و گروه، بدور از شعار و نفاق و ریاکاری و چاپلوسی، و با اعتقاد راسخ به فرمایش حضرت امیرمؤمنان علی(ع) "و ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لایقربان من اجل و لاینقصان من رزق! همانا امر به معروف و نهی از منکر، نه روزی را کاهش می‌دهد و نه مرگ انسان را نزدیک می‌کند! / همان منبع / حدیث 12717" از احدی جز خداوند قادر متعال نمی‌ترسند، با منکرات ارتکابی در جامعه مخالف هستند، با آن مقابله می‌کنند و اگر قدرت یا مسئولیت دفع و سرکوب آنرا ندارند، لااقل به سایر مراحل تکلیف و وظیفه خود که همانا اعتراض صریح، تذکر لسانی و ابراز نارضایتی از اعمال ناپسند است، عمل می‌کنند.
با توجه به آنچه که عرض شد، بارها و بارها نسبت به حرکت خزنده حساب شده‌ای که قداست قرآن کریم (کتاب آسمانی و سند هویت مسلمانان جهان) را نشانه گرفته، تذکر و هشدار داده شده، از اقدام ناپسند خواننده‌ای غیرموجه که آیات قرآن را بصورت موزیکال و چندش آور اجرا نمود و بحمدالله در محاکم جمهوری اسلامی ایران محکوم به حبس شد تا کتابی که توسط انتشارات (س - م) به بهانه معرفی موسیقی، متعرض جایگاه والای پیامبران و اولیای دین و طرح مطالبی غلط و نابجا در مورد قرآن شده بود و پس از اعتراض و واکنش، با صدور اطلاعیه‌ چند سطری ادعا کرد کتابها را جمع آوری نموده و تا رفع اشتباهات تجدید چاپ نخواهد شد! (اگرچه این اقدام به تنهائی، تکلیف مسئولین ذیربط را در مورد عذرخواهی از ساحت مقدس قرآن و برخورد جدی با نگارنده مربوطه ساقط نمی‌کند) و سایر موارد مشابهی که نیازی به ذکر مصداق در این مجال نیست.
بهرحال از آنجا که گفتیم شکل و مصداق منکر، به متقضای شرائط می‌تواند متغیر باشد بنظر می‌رسد مدیران و مسئولین دست اندرکار و سایر مؤمنین دلسوز، تکلیف سنگینی در این مورد بردوش دارند بویژه اگر این منکرات در قالب بدعت و در ساحت قرآن و قرائت این کتاب شریف آشکار و پدیدار شود.
* * *
در طول دهه اول ماه محرم سال جاری، مکرراً شاهد پخش یک آگهی تلویزیونی در مورد برگزاری محفلی تحت عنوان (خیمه‌ها و نجواها - اجتماع آئینی اصحاب فرهنگ و هنر در موضوع شناخت آواها و نواهای عاشورائی!) بودیم که بمدت 10 شب در محل تالار وحدت برگزار گردید.
بانی اصلی این جلسه معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (اگر مسئولین محترم آن مکدر و گله‌مند نشوند) بود که با مشارکت برخی از سازمانهای دیگر چون موسسه مالی و اعتباری مولی الموحدین، شرکت سرمایه گذاری غدیر، بانک ملی ایران، بنیاد رودکی و موسسه خشت بهشت این محفل را طراحی و حمایت نمودند و گروه برنامه‌سازان (خشت بهشت) بعنوان مجری طرح آنرا بمرحله اجرا در آورد... من در این نوشتار به هیچ عنوان درصدد نادیده گرفتن تلاشهای سازمانها و موسسات و اشخاص محترم حقیقی یا حقوقی و هنرمندان دست اندرکار طرح، که اسامی آنان در پایان خبرنامه گروه برنامه سازان خشت بهشت به 2 زبان فارسی و انگلیسی و همچنین بعضاً در سایت WWW.Kheimehavanajvaha.info آمده است، نبوده و علاوه بر اینکه آنان مطابق نیت خود، جبران مناسبی را از خداوند دریافت خواهند نمود، حتماً مسئولین و دست اندرکاران این برنامه و نظارت کنندگان بر امور فرهنگی کشور و آنانکه مجوز هزینه مالی مربوطه را از بیت المال مسلمین "زیرا بعید است هزینه‌های مصروفه از رهگذر نذرو اهدائی و نظائر آن تأمین شده باشد" صادر نموده اند، گزارش مستند و خداپسندانه هزینه‌ها در مورد برپائی این خیمه‌ها و سردادن نجواها و اقامه عزا برای شهیدان مظلوم دشت کربلا، بویژه هزینه‌های مرتبط با گروه کر فیلا رمونیک، تحفه‌ها و نذورات پیش کشی (به تعبیر خودشان) در قالب پذیرائی از حضار با شیر برنج سنتی و شیره انگور بهمراه نوشیدنی گرم، نان سنتی عباسعلی کاشان، نان و پنیر مخصوص حاوی سبزی معطر و گردو، نان و حلوا، خرما و گردو، مراسم آئینی - موسیقائی شام غریبان، اجراهای میدانی و آئین‌هائی چون کرنا نوازی و علم گردانی، بدرقه سوگواران توسط آئین ورزان، پذیرائی با شیر و هل و چای معطر و کلمپه کرمان و..و...و.. را در قالب اسناد و فاکتورهای دقیق تنظیم و به عوامل ذیحسابی و مدیران ارشد خویش ارائه خواهند داد و صد البته که تمام این اقدامات و هزینه ها، ارتباط تام و تمام با شناخت آواها و نواهای عاشورائی داشته و شاید بقول برخی از کسانی که دیگران را متهم به عدم درک و فهم در مقوله هنر و موسیقی می‌کنند (و انشاءالله خود نیز مشمول ورق خوردن تغییرات در آفرینش خواهند شد!) این اقدامات نیز در شمار همان مقولات است، بخصوص اینکه این محافل به قدوم برخی از دلسوزان و علاقمندان سینه چاک فرهنگ عاشورا چون سفرای انگلستان! اتریش و ایتالیا و همراهان ایشان نیز مزین شده و بزودی شاهد تاثیرات عمیق نهضت بزرگ عاشورا و کربلا در سفارتخانه‌های یاد شده خواهیم بود!
بررسی و قضاوت در این مورد با انسانهای عدالت پیشه و دلسوزان اسلام و ایران عزیز، اگرچه مسئولین و دست‌اندرکاران مربوطه، چه بخواهند و چه نخواهند، یا در این دنیا و حتما در سرای آخرت باید پاسخگوی تمام اقدامات خویش باشند.
سخن اینجانب، بلکه اعتراض جدی و صریح این شاگرد کوچک مکتب قرآن به نحوه اجرای اولین برنامه این افراد در زمینه (قرائت قرآن کریم) است که جز بدعت، نام دیگری بر آن نتوان نهاد!
در ص 12 خبرنامه منتشره از سوی گروه برنامه‌سازان خشت بهشت (خداوند، پایان بنای بهشتی را که خشت اول آن چنین است بخیر کند!) که حافظان و قاریان قرآن را بعنوان (اشاعه‌دهندگان قسمتی از موسیقی ملی و بومی ایران!) معرفی کرده، تصریح شده: "طی ده شب مراسم، سوره‌هائی از قرآن مجید براساس الحانی از کردستان، مازندران، گیلان، دامغان، تهران، تالش و موسیقی ردیفی تلاوت خواهد شد!" و در جدول یومیه برنامه‌ها نیز به ترتیب از شب اول تا شب دهم چنین آمده است: تلاوت قرآن کریم - براساس لحن شور، آواز ابوعطا، آواز دشتی، لحن امیری، آوازهای مکتب‌خانه‌ای بختیاری، آواز بیات ترک، لحن چهارگاه، لحن ماهور (لری)، آواز همایون، آواز اصفهان، اواز نوا... این درد و غصه را به کجا باید برد و به چه کسی باید گفت؟! چرا به بهانه هنر، دست از سر قرآن برنمی‌دارند و قداست و معنویت قرائت قرآن را هر روز با یک ترفند تنزل می‌دهند؟!
سفرای جاسوس و معلوم الحال برخی از کشورها که آشکارا دشمن ملت و مکتب و آئین ما هستند، چه ارتباطی با آواها و نواهای عاشورائی دارند؟ آیا آنان هم به جمع اصحاب فرهنگ و هنر و کارشناسان شناخت نغمات عاشورائی پیوسته‌اند و ما بی‌خبریم؟!
مگر نه این است که پیامبر عظیم الشان اسلام در مورد قرائت قرآن با صراحت فرموده‌اند. (اقسروا القرآن بالحان العرب و اصواتها... - حدیث 16546 میزان الحکمه - قرآن را با لحن‌ها و آواهای عرب بخوانید) پس برگزارکنندگان محفل مزبور با چه مجوزی به خود اجازه داده‌اند قرائت قرآن با سایر لحن‌ها را تجویز و اجرا نمایند؟ این واقعیتی مسلم است که بین لحن قاریان کشورهای غیرعربی با قاریان عرب، تفاوتهائی وجود دارد اما اولا که دستور و توصیه پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم مبنی بر قرائت قرآن به لحن عرب، دستوری عمومی و جهانی است و قاریان مسلمان سراسر جهان، هماهنگ با توصیه پیامبر بزرگ خدا عمل می‌کنند و ثانیا تصور کنید اگر هر کشوری بخواهد رسما توسط نهادهای وابسته به دولتهای مربوطه، به بهانه حفظ هنر ملی و موسیقی محلی خویش، قرآن را مطابق الحان استانها و شهرهای مختلف کشور خود قرائت کند در چنین شرائطی چه تشتت و اعمال سلیقه‌ای در قرائت آخرین کتاب آسمانی بوجود می‌آید؟! ایا اصالت قرائت قرآن به لحن عرب، یعنی همان زبانی که قران با آن نازل شده و همان شیوه‌ای که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم مقرر فرموده‌اند، مخدوش و فراموش نمی‌شود؟!
لذا سزاوار است:
1) آنانکه فاقد آگاهی و صلاحیت در علوم قرآنی و تخصص قرآئت قرآن هستند، در اینگونه امور ورود نکرده و آگاهانه یا ناخود‌آگاه زمینه بدعت در مقدسات را فراهم نسازند.
2) اگر برخی برای عاشورا و آواها و نغمات عاشورائی دل می‌سوزانند و به تعبیر خودشان آمده‌اند تا "ایستادن برای حقیقت را به همه عزاداران هنر دوست، نجوا کنند" آگاه باشند که مجالس مورد تایید و استقبال سفرای کشورهای بیگانه‌ای که در دشمنی آنان با اسلام و ایران و مکتب عاشورا تردیدی وجود ندارد تاثیری در ارتقاء معرفت عاشورائی ملت ما بویژه جوانان عزیز ندارد، تدبیر دیگری بیندیشند و شیوه‌ای دیگر در پیش گیرند تا عاشورا و عزاداری خامس آل عبا از مسیر معنوی و تاثیرگذار و بدور از تشریفات و تجملات خود منحرف نگردد.
3) آنکه مدیران و متولیان رسمی امور قرآن کشور هستند "یا خود را متولی و مسئول می‌پندارند" از خواب غفلت بیدار شوند، به مسئولیت شرعی خود بیندیشند و در اینگونه موارد به تکلیف خود عمل کنند و اجازه ندهند امر مقدس و مهم قرائت قرآن، ملعبه دست نااهلان و ناآگاهان گردد.
امیدوارم همه ما آنگونه که مورد رضای خدا و تایید پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و‌آله وسلم و قرآن ناطق، حضرت ولی‌عصر(عج) است به وظائف خود در قبال قرآن کریم عمل نمائیم تا خدای ناکرده نام ما در شمار متهمین و خواندگان شکوائیه و دادخواست نبوی در روز قیامت نباشد!
(و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا - سوره فرقان - آیه 30 - و پیامبر گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و به کناری نهادند!).

به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 89/10/8