پایگاه مجازی استاد مرحوم محمد صدیق منشاوی

زندگی نامه،مجموعه عکس، فیلم و تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی(ره)

سفر شیخ منشاوی به بغداد
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: زندگی نامه

سفر شیخ المنشاوی به بغداد

شیخ محمّد صدّیق المنشاوی در سال 1967 به بغداد سفر کرد. در واقع، پس از دعوت استاد خلوق در سال 1966 از شیخ المنشاوی برای مسافرت به بغداد، که ایشان طی نامه­ای عذر خواسته و وعده­ی سفر در سال بعد (1967) را داده بودند، این امر صورت گرفت. در رمضان سال 1967، زمانی که هواپیمایی که استاد المنشاوی مسافر آن بود، در بغداد به زمین نشست، با استقبال فرستادگان استاد خلوق، ایشان وارد شهر شده و به مسجد ابو­حنیفه عزیمت کردند. و در آن جا بود که سوره­­ی انفال را به سبکی بدیع تلاوت نمودند که این تلاوت ضبط نشده است. ]متاسفانه، تلاوتهای ایشان و بسیاری از بزرگان قرائت، چندان که باید و شاید، در زمان حیات خود این بزرگواران درک نشد. بسیاری از تلاوتهای شیخ المنشاوی هرگز ضبط نشده است. برخی از آنها که ضبط هم شده­اند، از جمله مصحف مجود ایشان، به دلیل اهمال و بی­لیاقتی گردانندگان رادیوی مصر نابود شده است. از طرف دیگر، شاید امکانات ضبط و نگهداری در آن هنگام، مجال آن را نیافت که این تلاوتهای استثنایی را در خور عظمت آن، دریابد؛ دیگر آن­که، چه بسا دوری از شهرت و ساده­زیستی بسیاری از این بزرگان هم مانع می­شد که برای هر اجرا، خود را مقید به ضبط تلاوت نمایند. همچنین، در آن اوایل و قبل از فتوای شیخ الازهر، قرائت در رادیو حرام شمرده می­شد؛ مجموعه­ی این عوامل، دست به دست هم داده است که امروزه، صدای شیخ احمد نداء (مبدی این حرکت عظیم: تلاوت قرآن به سبک امروزی) در جایی ضبط نشده است؛ از بزرگانی چون شیخ محمّد سلامه، شیخ صدّیق السید المنشاوی، شیخ علی محمود و شیخ محمّد رفعت تلاوتهای کم­شماری باقی است و حتی از شیخ المنشاوی که کمی متاخرتر است، هنوز تصویری ویدیویی (جز تنی چند که ادعا می­کنند آن را دیده­اند.) مشاهده نشده است.- مترجم[ و سپس به درخواست رادیو، تلاوت­هایی را اجرا کردند که متاسفانه این تلاوتها و مجموعه­ای نادری از اصوات و تصاویر ویدیویی نابود شدند. ]این همان چیزی است که در سطور قبلی نوشتم. - مترجم[ و سپس در مسجد اورفلی تلاوت نمود و در اثنای این تلاوت بود که از ایشان خون خارج شد و این آغاز بیماری­ای بود که نهایتا باعث مرگ شیخ المنشاوی گشت. که رحمت خدا بر او باد. یکی از دوستان من (شیخ حافظ خلیل اسماعیل) برایم گفت که در آن زمان به بغداد مسافرت کرده بوده است و برای شنیدن تلاوت ایشان به مسجد می­رود؛ وقتی تلاوت شیخ تمام شد، نزد ایشان رفته و می­پرسد: چرا آیات را تکرار می­کنید؟ شیخ المنشاوی، لبخندی زد و این حالت (لبخند) از او جدا نمی­شد.

و در خانه­ی از خانه­های الاعظمیه ]احتمالا نام محله­ای در بغداد است. مترجم[، انتهای سورة القمر و ابتدای سورة الرحمن را تلاوت نمود که از تلاوتهای عجیب ایشان است و )خوشبختانه) ضبط شده است. و در آن تلاوت از ایشان خواستند که به سبک عراقی تلاوت نماید؛ اما ایشان این درخواست را نپذیرفتند. ]آن طور که من از استاد اوحدی شنیده­ام، سبک عراقی سبکی در قرائت قرآن است که در عراق رواج دارد. این سبک کمی به نوحه­خوانی ایرانی­ها شباهت دارد. - مترجم.[ و در جلسه­ی بعدی که تعدادی از علما و قراء بغداد تدارک دیده بودند، سورة الشعراء را تلاوت نمودند.

شیخ المنشاوی 10 روز در بغداد اقامت گزیدند و علی رغم این­که از ایشان درخواست کردند که بیشتر در بغداد بماند، نپذیرفتند؛ چرا که دوست نمی­داشت تا کسی را ]احتمالا میزبانان را - مترجم[ به سختی بیاندازد و این به علت پارسامنشی بسیار  او بود که رحمت خدا بر او باد. (من کلمه­ای بهتر از خود عفیف‏النفس نمی­یابم.) و تلاوتهایی که از ایشان در عراق ضبط شده و هنوز موجود است، عبارت­اند از: 1- سورة التوبة، که هنگام تلاوت آیه­ی "لا تحزن إن الله معنا" (التوبة-40) می­گریند. 2- سورة التوبة و سورة القارعة، که به مناسبت افتتاح مسجد الصدیق تلاوت شده است؛ تلاوت نادری است که در حضور پدر ایشان اجرا شده است. ]پدر شیخ المنشاوی به گمانم تا سال 1989 در قید حیات بودند. در زهد و پارسامنشی ایشان، سخن بسیار گفته شده است که ان شاء الله در آینده از آنها خواهم نوشت. مترجم[ 3- سورة الشعراء، سورة الطارق و سورة الفجر که واقعا نادر است. 4- سورة النساء، و 5- سورة الانفطار که غیر از آنی است که در کویت ضبط شده است.

بر گرفته از وبلاگ تلاوت های و متن های قرآنی